گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم- با وجود آنکه آمریکا در توافقنامه الجزایر، بعد از ماجرای تسخیر لانه جاسوسی تعهد داده که در امور داخلی ایران مداخله نکند مستندات مختلف کماکان گواه میدهند که تلاش برای براندازی سخت و نرم در ایران در دولتهای مختلف ایالات متحده همواره در دستور کار سیاستمداران در واشنگتن قرار داشته است.
این موضوع البته در مقاطعی با رویکرد سخت نظامی و در مقاطعی با استفاده از الگوی براندازی نرم در پوشش برنامههایی با نامهایی مانند «دموکراسی و حقوق بشر» پیگیری شده است.
اعتراف آشکار به مداخله در ایران
در روزهای گذشته دونالد ترامپ با صراحت بیشتری نسبت به همیشه قصد و نیت خودش برای حمایت از اغتشاشات و ناآرامیها در ایران را آشکار کرده است. او چند روز پیش بر پایه ادعاهای اثباتنشده در حساب کاربریاش در تروثسوشال نوشت چنانچه تهران اقدام به «کشتن معترضان» کند ایالات متحده «دست به ماشه» آماده اقدام است.
هر چند این صراحت لهجه در اعتراف به تلاش برای دامن زدن به اغتشاش و براندازی کمسابقه است اما نگاهی به مستندات و واقعیتها نشان میدهد که این تنها تفاوت ترامپ با اسلاف او است و میتوان گفت مهار و مدیریت ایران سیاستی است که از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی در دستور کار قرار داشته و تا کنون میلیونها دلار نیز صرف دستیابی به این هدف شده است.
«کنث کزمان»، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در «مرکز تحقیقات کنگره آمریکا» در گزارشهای متعددی که طی سالهای گذشته درباره ایران به رشته نگارش درآورده بخشی از بودجههایی را که بین سالهای 2004 تا 2017 دولتهای مختلف آمریکا برای براندازی نرم در ایران مصوب میکردند را مستند کرده است (به عنوان مثال گزارش سال 2017 را اینجا ببینید)؛ با این حال، او از سال 2017 به بعد این بخش را از گزارشهای خود حذف کرده است.
| سال مالی |
بودجه اختصاصیافته |
| 2004 |
منابع مالی تخصیص دادهشده برای عملیات خارجی: 1.5 میلیون دلار برای «سازمانهای آموزشی، انسانی و سازمانهای غیردولتی و افراد داخل در ایران برای حمایت از پیشرفت دموکراسی و حقوق بشر در ایران.
دفتر دموکراسی و کار وزارت امور خارجه ایالاتمتحده نیز 1 میلیون دلار به واحدی در دانشگاه ییل و همچنین 500 هزار دلار به موقوفه ملی برای دموکراسی اختصاص داد.
|
| 2005 |
3 میلیون دلار از تخصیصهای بودجهای کمکهای خارجی برای ترویج دموکراسی در ایران اختصاص یافت. بخشهای دارای اولویت در این زمینه شامل توسعه احزاب سیاسی، رسانه، حقوق کار، ارتقاء جامعه مدنی و حقوق بشر است.
|
| 2006 |
11.15 میلیون دلار برای ترویج دموکراسی در ایران اختصاص یافت که در این میان 4.15 میلیون دلار به وزارت امور خارجه و برنامه حمایت از مبارزان حقوق اجتماعی تعلق گرفت و 7 میلیون دلار نیز به دفتر امور خاور نزدیک اختصاص یافت.
|
| 2006 و برنامه حمایتی |
درمجموع 66.1 میلیون دلار از 75 میلیون دلار درخواستی توسط وزارت امور خارجه به برنامه ترویج دموکراسی تعلق گرفت. 20 میلیون بهصورت مستقیم به برنامه ترویج دموکراسی تعلق گرفت، 5 میلیون دلار برای دیپلماسی عمومی بر روی جمعیت ایران تعلق گرفت و 5 میلیون دلار نیز برای تبادل فرهنگی اختصاص یافت. همچنین 36.1 میلیون دلار به تلویزیون صدای آمریکا و رادیو فردا اختصاص یافت.
|
| 2007 |
در بودجه سال 2007 میلادی نیز 6.55 میلیون دلار برای ایران و سوریه اختصاص یافت که 3.04 میلیون دلار تنها برای ایران استفاده شد. البته منابع مالی بیشتری نیز مورد درخواست نبود.
|
| 2008 |
در سال 2008 60 میلیون دلار از 75 میلیون دلار درخواستی به این برنامه اختصاص یافت که 21.6 میلیون دلار آن به برنامه ترویج دموکراسی در ایران اختصاص یافت. 7.9 میلیون دلار نیز برای حمایت از مبارزان حقوق اجتماعی اختصاص یافت. همچنین از طریق این بودجه 33.6 میلیون دلار دیگر نیز برای رسانههای مرتبط با ایران درخواست شده بود که بودجه تلویزیون صدای آمریکا دراینباره 20 میلیون دلار و رادیو فردا 8.1 میلیون دلار بود. 5. میلیون دلار دیگر نیز برای مبادلات با ایران اختصاص یافت.
|
| 2009 |
میان مبلغ مورد درخواستی وزارت امور خارجه برای برنامه سال 2009، 65 میلیون دلار بود. این برنامه با این هدف شکل گرفت که «به حمایت از خواستههای مردم ایران برای جامعهای دموکراتیک و باز با ترویج جامعه مدنی، مشارکت مدنی آزادی رسانهها و آزادی اطلاعات بپردازد» از این میزان 25 میلیون دلار تنها به پروژه ایران تعلق گرفت.
|
| 2010 |
40 میلیون دلار برای پیشبرد برنامه دموکراسی در خاور نزدیک از کنگره درخواست شد. طرح اصلی این برنامه ترویج حقوق بشر، جامعه مدنی، و دیپلماسی عمومی در ایران با استفاده از این بودجه بود که قرار بود برای کل منطقه مورداستفاده قرار بگیرد اما بیشتر آن در امور ایران مورداستفاده قرار گرفت.
|
| 2011 |
40 میلیون دلار برای پیشبرد دموکراسی در کشورهای منطقه درخواست شد که میزان مورداستفاده از این بودجه برای ایران مشابه سال 2010 بود.
|
| 2012 |
این بودجه بازهم در سال 2012 کاهش یافت و به 35 میلیون دلار برای کل منطقه رسید
|
| 2013 |
در سال 2013 بودجه درخواستی به 30 میلیون دلار رسید و در مورد طریقه هزینه کرد آن در کشورهای منطقه اطلاع خاصی در دست نیست
|
| 2014 |
30 میلیون دلار مانند سال قبل
|
| 2015 |
30 میلیون دلار مانند سال قبل و البته در سال 2015 بیشتر این بودجه صرف مبارزه با سانسور و فیلتر اینترنت در ایران شد.
|
| 2016 |
30 میلیون دلار از کنگره درخواست شده است که سهم ایران مانند سالهای قبل خواهد بود.
|
| 2017 |
30 میلیون دلار از کنگره درخواست شده است که سهم ایران مانند سالهای قبل خواهد بود.
|
تامین بودجه ضدایران از چندنهاد
البته هزینههایی که واشنگتن برای نفوذ و تغییر معادلات قدرت در ایران صرف میکند از ارقام ذکر شده در بالا نیز بسیار بسیار بالاتر است چرا که در واقع سازمانهایی که مجری این برنامهها هستند علاوه بر بودجه دولتی از طرف نهادهای دیگری هم تأمین مالی میشوند.
به عنوان مثال، بنیاد موقوفه ملی دموکراسی، علاوه بر اعتبارات سالانهای که از دولت آمریکا دریافت میکند در سالهای گذشته از نهادهای متنوعی مانند «بنیاد ریچارسون»، «بنیاد جان الین»، «بنیاد بردلی» و برخی نهادهای دیگر نیز تأمین مالی شده و طبعاً ممکن است بخشی از آنها هم را درباره پروژههای مربوط به ایران هزینه کرده باشد.
ضمن اینکه این جدول به هزینههای مخفیانهای که در دولتهای مختلف آمریکا برای ناآرام کردن ایران صرف شده و معمولأ در سندهای سالانه بودجهها آورده نمیشوند اشارهای نمیکند.
در یکی از این موارد، سیمور هرش، روزنامهنگار تحقیقی سرشناس آمریکایی در گزارشی آشکار کرد که کنگره آمریکا در سال 2008 با درخواست بودجه 400 میلیون دلاری جورج دبلیو بوش برای پیشبرد طرحی مخفیانه که هدف آن تشدید تنشهای قومی – مذهبی و براندازی نرم در ایران بوده موافقت کرده است (نیویورکر، 2008).
بوش این درخواست را با صدور یک سند بسیار محرمانه موسوم به «یافته ریاستجمهوری» که غیر از خودش برخی از سران کنگره از آن خبردار میشوند مطرح کرده بود و به همین سبب، طبیعی است که این رقم در بودجه سالانه گنجانده نشده است.
از جمله موارد دیگری که در جدول کزمن به آن اشاره نشده اختصاص بودجه 75 میلیون دلاری از سوی وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا برای آنچه «پروژههای جامعه مدنی و حقوق بشر در ایران» خوانده شده بوده است. (منبع).
نکته دیگر اینکه بیشتر برنامهها و بودجههای اختصاص یافتهای که «کزمن» به آنها اشاره کرده ممکن است در نگاه اول طرحهایی تنها برای ارتقاء دموکراسی، پیشبرد حقوق بشر و تحکیم نهادهای مدنی و سازمانهای مردمنهاد به نظر برسند، اما اکنون دیگر طبق اسناد افشا شده بر همگان روشن شده که این برنامهها در کشورهای مخالف آمریکا اعم از کوبا ابزارهای براندازی و بیثبات کردن دولتها بودهاند.
به عنوان مثال، «جرمی هاموند»، تحلیلگر سیاسی و سردبیر نشریه «فارنپالیسیژورنال»، بنیاد «موقوفه ملی برای دموکراسی» را یکی از مهمترین سازمانهایی میداند که در راستای تأمین مالی گروههای برانداز در ایران فعالیت میکند. (منبع) این سازمان، چنانکه در وبسایت خود اعلام کرده با بسیاری از مخالفان ایرانی از جمله هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو، سیامک نمازی، حسین بشیریه، شیرین عبادی و منوچهر محمدی ارتباط دارد. «موقوفه ملی برای دموکراسی» از طریق یکی از سازمانهای تابعه خود به نام «موسسه بینالمللی جمهوریخواهان» در سالهای گذشته کارگاههایی در دبی برای آموزش براندازی در ایران برگزار کرده است. (نیویورکتایمز، آوریل 2006)
بودجهها و اقدامات جدید
در اولین دوره ریاستجمهوری ترامپ محور سیاست آمریکا «فشار حداکثری» علیه ایران بود، که شامل خروج از توافق هستهای (برجام) در سال 2018 و اعمال تحریمهای گسترده برای محروم کردن دولت ایران از منابع مالی شد.
دولت ترامپ نه تنها بودجههای مستقیم برای دخالت در ایران را افزایش داد، بلکه میلیاردها دلار را برای اجرای تحریمها و حمایت از مخالفان اختصاص داد. کنگره در سال مالی 2018 بودجهای حدود 2.8 میلیارد دلار برای آنچه «احیای ارزشهای دموکراتیک» در سطح جهانی خوانده شد تصویب کرد که بخشی از آن به برنامههای مرتبط با ایران از جمله تقویت رسانههای مخالف اختصاص یافت. (منبع)
سال 2018 پایگاه مدیوم با انتشار مجموعهای از اسناد افشا کرد که وزارت خارجه دولت ترامپ دهها میلیون دلار برای ایجاد و تقویت ناآرامی در ایران از جمله در دیماه سال 1396 خرج کرده است.
بخشهایی از این گزارش در زیر آورده شده است:
«طیف گستردهای از اسناد رسمی اخیر، از تحقیقات کنگره گرفته تا گزارشهای بودجه کمکهای خارجی ایالات متحده، ابعاد جدیدی از رویکرد دولت ترامپ را روشن میکنند. این اسناد نشاندهنده علاقه مداوم دولت آمریکا به تحریک تغییرات سیاسی عمده در ایران است تا این کشور را به مدار منافع آمریکا بکشاند. این شامل امکان بهرهبرداری از ناآرامیهای سیاسی و سایر بحرانها — از جمله بحران رو به وخامت آب — برای برگرداندن افکار عمومی علیه رژیم است.
ناآرامیهای ایران عمدتاً ناشی از تلاقی بحرانهای داخلی زیستمحیطی، انرژی و اقتصادی بوده است. وزارت امور خارجه تلاش کرده است تا با تأمین مالی گروههای اپوزیسیون و همچنین پخش برنامههای ضد رژیم با هزینهای بالغ بر دهها میلیون دلار در سال، از این بحرانها برای تضعیف مشروعیت رژیم بهرهبرداری کند.
به عنوان مثال، یکی از اسناد بودجه وزارت امور خارجه به پروژهای اشاره دارد که هدف آن استفاده از بحران فزاینده آب در ایران برای برانگیختن خشم عمومی علیه «سوءمدیریت» رژیم است. تا به امروز، سوابق دولتی آمریکا نشان میدهد که دولت ترامپ از سال 2016 تاکنون، دستکم بیش از 1 میلیون دلار برای تأمین مالی فعالیتهای ضد رژیم در داخل ایران هزینه کرده است.
بر اساس اسناد کنگره، پروژههای «ترویج دموکراسی» دولت آمریکا در ایران به شدت بر نفوذ از طریق اطلاعات تمرکز کردهاند. این پروژهها شامل «خدمات پخش رسانهای ویژه ایران مانند رادیو فردا (فردا به زبان فارسی) است که تحت رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی (RFE/RL) و با مشارکت صدای آمریکا (VOA) در سال 2002 آغاز شد.
رادیو فردا مستقر در پراگ، 24 ساعته برنامه پخش میکند و 59 کارمند تماموقت دارد. بودجه آن سالانه حدود 11 میلیون دلار است. این سند ارائه هرگونه کمک دولتی ایالات متحده به ایستگاههای رادیویی که توسط تبعیدیان ایرانی اداره میشوند را رد میکند.
گزارشهای صدای آمریکا تأیید میکنند که بخش فارسی مجزای آن، که پیشتر شبکه خبری فارسی (PNN) نامیده میشد، سالانه «حدود 20 میلیون دلار» هزینه دارد. این سرویس شامل اینترنت، یک ساعت رادیو در روز و شش ساعت بازپخش تلویزیونی در طول روز است.
دولت ایالات متحده در حال حاضر سالانه حداقل 33 میلیون دلار صرف تبلیغات نرم از طریق رادیو فردا و بخش فارسی صدای آمریکا میکند تا ایران را از درون تضعیف کند.
علاوه بر دهها میلیون دلار در سال که از تلاشهای نفوذ اطلاعاتی از طریق این رسانههای مختلف حمایت میکند، اسناد بودجه دولتی آمریکا اطلاعات بیشتری درباره تأمین مالی تلاشهای «ترویج دموکراسی» در سالهای اخیر ارائه میدهند.
سوابق USAID و وزارت امور خارجه فاش میکنند که دولت ترامپ از سال 2016 تا بخشی از سال 2017، حداقل 1,146,196 دلار به سازمانهای غیردولتی (NGO) مختلف اپوزیسیون در ایران اختصاص داده است.
این بودجهها توسط وزارت امور خارجه از طریق «موقوفه ملی برای دموکراسی» (NED) تأمین شده است. دادههای کامل برای سال 2017 هنوز در دسترس نیست.»
در بودجه پیشنهادی ترامپ برای سال مالی 2021، تأکید بر کاهش بودجه کلی امور خارجی بود، اما دولت ترامپ بودجهها و برنامههایی که به ایران اختصاص داشت را کماکان حفظ کرد. (منبع)
کنگره همچنین بودجههایی برای اجرای تحریمها تصویب کرد که منجر به محروم کردن ایران از بیش از 70 میلیارد دلار درآمد شد. البته اقدامات عملی در این دوره فراتر از تصویب بودجه بود و مستقیماً به حمایت از براندازی کمک کرد. ترامپ دستور 17 دور تحریم جدید علیه 147 فرد و نهاد ایرانی صادر کرد، که هدف آن تضعیف برنامه هستهای و حمایت از گروههای مخالف بود.
این تحریمها شامل اقدامات قانونی و فشار اقتصادی برای تضعیف حکومت ایران و راهاندازی آشوبهای داخلی بود. وزارت خارجه بودجههایی برای بهرهبرداری از بحرانهای داخلی مانند کمبود آب اختصاص داد تا خشم عمومی علیه دولت ایران را افزایش دهد. (منبع)
بعد از دور اول ترامپ، دولت بایدن هم رویکردی ترکیبی شامل پیگیری مذاکرات هستهای و تحریمها را اتخاذ کرد، اما در این دولت هم بودجههای مالی برای دخالت در امور داخلی ایران کماکان ادامه داشت. کنگره در سالهای 2021-2025 بودجههایی برای اجرای تحریمها تصویب کرد که شامل بلوکه کردن داراییهای دولت ایران در ایالات متحده، ممنوعیت تقریباً تمام تجارت، و ممنوعیت کمکهای خارجی و فروش تسلیحات بود (منبع).
اقدامات عملی در این دوره شامل تحریمهای هدفمند برای حمایت از مخالفان بود. بایدن علیرغم سنگتراشی برای ورود دارو و غذا به ایران معافیتهایی برای شرکتهای فناوری صادر کرد تا استفاده از این فناوریها برای ارتباطات میان مخالفان ادامه داشته باشد. (منبع).
در دور دوم دولت ترامپ هم مشخص است که سیاستهای دولت آمریکا در حمایت از آشوبهای داخلی ادامه دارند.
با این وجود، این تلاشها علیرغم صرف بودجههای هنگفت تا کنون به طور کامل شکست خوردهاند. کارشناسان دلایل اصلی این ناکامی را انعطافپذیری و تابآوری بالای نظام سیاسی ایران ، اثر «اتحاد دور پرچم» که اغلب نارضایتی داخلی را به خشم ملیگرایانه علیه دخالت آمریکا تبدیل کرده، عدم وجود شکاف جدی در نخبگان حاکم و ناکارآمدی تاریخی عملیاتهای براندازی در غرب آسیا میدانند.
انتهای پیام/