روایت خسرو معتضد از کودتای ۲۸ مرداد/ وقایع پشت پرده به جای عصای سحرآمیز!


خبرگزاری تسنیم: خسرو معتضد، پژوهشگر تاریخ کشور گفت: وقایع بسیاری پشت پرده کودتای ۲۸ مرداد بود و اینگونه نیست که یک نفر با عصای سحر آمیزش سبب کودتا شود، بلکه به نظر من باید اتفاقات ۲۸ مرداد را قائله نامید.

خسرو معتضد در گفت وگو با خبرنگار تسنیم در اصفهان پیرامون کودتای 28 مرداد اظهار کرد: کودتای 28 مرداد اتفاقی بود که 2 سال قبل از رخ دادنش، زمینه های آن ایجاد شده بود.

وی با اشاره به کتاب های تاریخی در این باره افزود: به دلیل اینکه ما 60 سال از آن دوران دور شده ایم، اغلب کسانی که کتاب می نویسند از روی دست همدیگر نگارش کردهاند و بیشتر کتاب‌های از این دست، کپی‌برداری بوده اما کسی در این باره تحقیق نمی کند؛ به نظر من نخستین کار این است که باید اسناد بریتانیا، نامه های سفارت لندن تلگراف ها و مخابراتش و جواب هایی که آنها داده اند را بررسی کنیم.

عصای سحرآمیز سبب کودتای 28 مرداد نشد

معتضد بیان کرد: اینطوری که ما فکر کنیم یک آمریکایی به ایران آمد و یک انگشتش را به حرکت آورد و عصای سحر آمیزش سبب کودتا شد، نبوده و من این ها را از نظر تاریخی رد می کنم؛ تمام این اسناد و مدارک نیز این موضوع  را رد می کند، خود آقای کوین روزولت هم این را تکذیب کرد.

وی خاطرنشان کرد: نزدیک به20 سال پیش در یکی از نشست‌های آمریکا، عده‌ای از طرفداران رژیم سابق سلطنتی ایران خطاب به روزولت گفتند که "شما یک میلیون دلار گرفتید و در ایران کودتا کردید، ما اکنون به شما یک میلیارد دلار می دهیم تا در ایران کودتا کنید".

این پژوهشگر تاریخ تصریح کرد: در این هنگام کوین خندید و گفت که اگر من چنین معجزه گری بودم، کارهای بزرگتری می کردم بنابراین ما تابع برخی حرف های عوامانه و مسائل بچگانه از سوی کسانی که این حرف ها را می زنند، هستیم و متاسفانه هیچ کس هم در باره آن تحقیق نمی کند.

اطلاعات داده شده به مصدق، غلط بود

وی گفت: البته این مسئله دلیل دارد و دلیل آن این است که ما تنبل هستیم و محققان ما تنبل نیز تنبل شده‌اند و دلشان می خواهد صحبت‌هایی انجام دهند که برخی ها خوششان بیاید؛ جریان 28 مرداد به یکی 2 سال قبل از آن برمی گردد؛ یعنی ما وقتی ما نفت را ملی کردیم و در اینجا باید بگویم اطلاعاتی که به مصدق داده شد، اطلاعات غلط بود.

معتضد اظهار کرد: به مصدق گفته بودند به محض اینکه شما نفت را ملی کرده و انگلیسی ها را از ایران بیرون کنید، تمام دنیا می‌آید و از شما التماس می کند، گفته بودند که کشتی های نفت کش در آبادان می ایستد و نفت ایران را به قیمت خون می برند زیرا ملت ایران به دلیل آنکه انگلیسی‌ها در حق ایران اجحاف می‌کردند، از آن‌ها ناراحت بودند.

انگلیس در قبال نفت ایران، پول ناچیزی پرداخت می‌کرد

وی افزود: پولی که به ما می داند بسیار ناچیز بود، بنابراین دولت ایران طرح ملی کردن نفت را که طرحی کاملا درست بود را مطرح کرد و این طرح نه آمریکایی و نه خارجی بود، بلکه نتیجه دانش و شعور خودمان به شمار می‌رفت.

مردم فهمیدند که انگلیسی‌ها سرشان کلاه می‌گذارند

این پژوهشگر تاریخ با اشاره به شرایط سوادی مردم ایران در دوران قاجار گفت: در زمان مظفر الدین شاه، ما یک ملت بی‌سواد بودیم؛ شما تصور کنید که 5 درصد از مردم کشور باسواد بودند اما بعد مهندسان ایرانی در اروپا درس خواندند، بانک‌داران اروپا درس خواندند و در سال 1330، چندین هزار نفر از دانشگاه ها آمدند و یک دفعه دیدند سرشان کلاه می رود و اقدامات انگلیس حقه بازی بوده و این یعنی شرکت نفت انگلیس و ایران، سر ملت ایران کلاه می گذاشت.

دکتر مصدق و آیت الله کاشانی در ملی کردن نفت دست داشتند

وی با اشاره به عکس‌العمل انگلیس به انتقادات مطرح شده بیان کرد: انگلیس می گفت چون من این نفت را استخراج و شناسایی کرده‌ام، حقش این است که اکثریت آن را من ببرم و یک قسط کوچک هم به ایرانی ها بیندازم؛ مبارزه شروع و به نتیجه رسید و خوشبختانه دکتر مصدق و آیت الله کاشانی در این مسئله دست داشتند.

وقتی آیت‌الله کاشانی به ایران بازگشت، مردم به استقبال او رفتند

معتضد خاطرنشان کرد: آیت الله کاشانی مبارزه را در بین مردم برد و با محبوبیتی که آن زمان داشت، مبارزه را مردمی کرد؛ هم چنین باید این نکته را اشاره کنم که او در تبعید لبنان بود و وقتی برگشت، من کوچک بودم و10 سال سن داشتم و یادم است تمام تهران به استقبالش رفتند.

یک پنجم جمعیت تهران به استقبال آیت‌الله کاشانی رفتند

وی گفت: اگر جمعیت تهران آن موقع یک میلیون نفر بود، شاید 200 هزار نفر در تمام فرودگاه مهرآباد تا پامنار ماشین پارک کرده بودند و مردم از او استقبال  کردند؛ کاشانی در مردم خیلی نفوذ داشت، بنابراین مسئله ملی کردن نفت که اول قرار بود استیفای حقوق مردم ایران باشد به صورت یک خواست ملی و مطالبه ملی درآمد.

این پژوهشگر تاریخی با اشاره به نقش آیت الله کاشانی در ملی کردن صنعت نفت افزود: هنر کاشانی این بود که او به این مسئله چاشنی مذهبی به آن زد یعنی گفت "این در اسلام درست نیست که ثروت مسلمانان در اختیار بیگانه باشد و تمامش را ببرد و قسمت ناچیز رابه ملت بدهد" و این صحبتش خیلی تحریک آمیز بود.

وی اظهار کرد: رزم آرا یکی از کسانی بود که افسر با سواد و آدم فرهیخته ای به شمار می‌رفت اما در سیاست و زمام‌داری بسیار بی تجربه، خام وناپخته بود و می گفت ما هنوز نمی توانیم یک کارخانه سیمان را اداره کنیم، اما او را کشتند چراکه مردم تحریک شدند که چرا این طرفدار انگلستان بوده و می گوید این روش ادامه پیدا کند، این بود که مردم ایستادند مقدمات ملی کردن نفت خیلی مهم است.

بالاخره نفت ملی شد

معتضد با اشاره به ملی شدن صنعت نفت در کشور گفت: بالاخره نفت در آخرین روزهای سال 1329 ملی شد ولی در سال 1330 که ما خلعیت کردیم، یعنی "خ لام و عین" دست شرکت نفت انگلیس را بریدیم و متاسفانه بعدها مشخص شد که ما نمی توانیم این تاسیسات عظیم را اداره کنیم.

وی تصریح کرد: آلمان ها از این ماجرا خوشحال بودند چون تاسیسات نفتی آنها از بین رفته بود و جایی نداشتند؛ آنها می‌خواستند به ایران بیایند و جالب اینکه دولت انگلستان که اسنادش در دست بوده به دولت آلمان غربی اخطار کرد اما به هر حال ایران توانست سرپا باشد و پالایشگاه را نگه دارد.

هیچ کس حق خریدن نفت از ایران را نداشت

این پژوهشگر تاریخی افزود: پالایشگاه سرپا بود ولی کشتی نمی‌برد؛ مانند این است که شما یک چلوکبابی داشته باشید و هیچ کس از شما خرید نکند چون دولت انگلیس اعلام کرد که این نفت مسروقه بوده و ایرانی ها حق ملی کردن نفت را ندارند.

وی بیان کرد: بنابراین انگلیسی ها به شورای امنیت  ودیوان داوری لاهه شکایت کردند؛ جالب است که در ابتدا شورای امنیت بعد هم دیوان اداری لاهه رای دادند که این اختلاف بین 2 دولت نیست و ما نمی توانیم در آن دخالت کنیم چون بین یک دولت و شرکت نفت انگلیس و ایران است.

 

معتضد اظهار کرد: انگلیس کشتی های نفت ایران را توقیف کرد و ایران در مضیقه مالی قرار گرفت و دولت مجبور شد 50 میلیون تومان اوراق قرضه منتشر کند که مردم قرضه ملی بخرند تا خرج ملت بگذرد.

مصدق در مجله تایمز 2 بار مرد سال معرفی شد

وی تصریح: در این میان حزب توده آمد و شروع به تبلیغات علیه دولت مصدق و تضعیف آن کرد و انگلیسی‌ها نیز خیلی خوشحال شدند زیرا می‌گفتند ایرانی‌ها نادانند و مصدق یک آدم لجوج بوده که ایران را کمونیست می‌کند.

این پژوهشگر تاریخ گفت: وقتی مصدق به آمریکا رفته، خوب صحبت کرد و از ملت آمریکا تعریف کرد بنابراین مردم امریکا در همه جا از او استقبال کردند و سپس عکس او همه جا منتشر شد و  در مجله  تایمز او را 2 بار به عنوان مرد سال معرفی کرد.

وی افزود: اما آمریکا و انگلیس با ایران دشمنی کردند و ایران همچنان با فشار مالی روبرو بود بنابراین دولت سعی کرد که با انگلستان کنار بیاید؛ گرچه حزب توده در آن میان کارشکنی می کرد و با نفوذ در کارگران و اعتصاب آنها شرایط بدتر می‌شد؛ آن زمان دانشجویان توسط حزب توده به خیابان ها می ریختند و این سبب شد که مصدق بار دیگر با انگلیسی ها قطع رابطه کند.

من اتفاقات سال 32 را کودتای 28مرداد نمی نامم، قائده 28 مرداد می‌نامم

معتضد بیان کرد: بالاخره کابینه دست چرچیل افتاد و در همان زمان اتفاقات دیگری در سیاست آمریکا افتاد و انگلیس نظراتش را به آمریکا تحمیل کرد، از سوی دیگر حزب توده هم فشار می آورد و انگلیس نیز پرونده آژاکس را درست کرده و زیر بغل امریکا گذاشت.

وی گفت: این مسائل پشت سرهم بود تا اینکه شاه در اسفند گفت که برای معالجه به خارج از ایران می روم و از سوی دیگر مصدق درخواست کرد که زمام ارتش به او داده شود اما شاه زیر بار این مسئله نرفت و مردم از خروج شاه نیز وحشت کردند.

این پژوهشگر افزود: آیت الله کاشانی در ملی کردن نفت نقش مهمی داشت؛ اگر نگاه کنید، اکنون علمای ما هیچگونه مصاحبه ای نمی‌کنند اما او در یک زمان با 250 خبرنگار گفت وگو می کرد و 4 مترجم  زبردست داشت بنابراین اینها تاثیر بسیاری در سیاست می ‌‌گذاشت و به نظر من اکنون علمای ما باید درباره مسائل صحبت کنند.

وی خاطرنشان کرد: بین مصدق و کاشانی هم اختلاف به وجود آمد و دلیل آن این بود که مصدق حکم غیر قانونی بودن حزب توده را رد کرد چون قصد داشت با کارت حزب توده، امریکا را بترساند.

پژوهشگر تاریخ تصریح کرد: بار دیگر فشار روی مصدق زیاد شد؛ من روز کودتا 12 ساله بودم و یادم است در کودتا مصدق را خلع ید کردند و سپهبد زاهدی به جای او نخست وزیر شد.

وی گفت: من این جریان را کودتا نمی نامم به نظر من قائده 28 مرداد است کودتا یعنی سرنگون کردن حکومت و عملی است که 12 شب یا 4 صبح گروهی بلند شوند و نظامی‌ها بیایند در حالی که در روز 28 مرداد اگر مصدق فرمانده قوی داشت این اتفاق نمی‌افتاد.

گفت‌وگو از نگین فروغی

انتهای پیام/ ب