بدون حتی شلیک یگ گلوله یا «پیروزی بدون جنگ»
خبرگزاری تسنیم: تحلیل جامعه شناختی از فضای اجتماعی در دوران پسا توافق، کار آسانی نیست. اگر با طرح این سوال متهم به «ایجاد فضای دوقطبی» نشویم، سوال می کنیم که آیا دوقطبی شکل گرفته است؟ شکاف میان جامعه ایرانی شکل گرفته است؟
به گزارش گروه سایر رسانههای خبرگزاری تسنیم، تحلیل جامعه شناختی از فضای اجتماعی در دوران پسا توافق، کار آسانی نیست. اگر با طرح این سوال متهم به «ایجاد فضای دوقطبی» نشویم، سوال می کنیم که آیا دوقطبی شکل گرفته است؟ شکاف میان جامعه ایرانی شکل گرفته است؟ یا باید همراه با رسانه های دولتی شادی پس از بیانیه وین را یک مصداق برای همدلی و همزبانی بدانیم؟
تیتر روزنامه های رسمی و دولتی و اصلاح طلب بعد از بیانیه مشترک وین، سرشار از شادی های ممتد است. فارغ از اینکه آیا اساساً ماجرای مذاکرات هسته ای شادی کردن به این شکلی که شب توافق اتفاق افتاد، شادی کردن داشت یا نداشت، جامعه شناسی فضای اجتماعی ایران پس از توافق بسیار مهم است.
اما، تیتر روزنامه ها. در عین حال که واژه «پیروزی» در بیشتر روزنامه ها با مراعات نظیرهایش آمده بود، روزنامه شرق با تیتر «پیروزی بدون جنگ» که عنوان کتابی از ریچارد نیکسون رییس جمهور اسبق آمریکا درباره فروپاشی شوروی است، به استقبال خبر توافق رفته بود.
نیکسون در «پیروزی بدون جنگ» تشریح می کند که چگونه به واسطه مذاکرات و توافق اتمی با شوروی زمینه های فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را فراهم کرد.
در شوروی چه اتفاقی افتاد؟
شوروی، با همهی مشکلاتش، تا سال 1985 میلادی به عنوان یکی از قطبهای اصلی جهان حضور داشت؛ مشکلاتی که بعد از سال 1985 نیز همچون گذشته با آن درگیر بوده است، اما در این سال تغییراتی در این جامعه رخ میدهد که منجر به رخدادهای خاصی میگردد و آن اینکه «میخائیل گورباچف» به عنوان رأس هیئترئیسهی حزب کمونیست و سپس رهبر اتحادیهی جماهیر شوروی انتخاب میگردد.
«پروستاریکا» شعار اصلاحات در شوروی است، اما با گذشت زمان مشخص میگردد که در ماهیت «گورباچف» تمایل و یا اعتقاد چندانی به مارکسیست وجود ندارد. این مسئله آنجایی رخ مینماید که وی سالهای بعد به وضوح مواضع خود را روشن میسازد و میگوید که ما (گورباچف) و آمریکاییها در یک چیز مشترک بودیم، هر دوی ما از کمونیسم متنفر بودیم!
اعلام رسمی انحلال شوروی توسط گورباچف
در همین زمان، وقتی شوروی درهای جامعه را به سمت اروپا و آمریکا و در یک کلام دنیای غرب باز میکند، در واقع آن واگرایی از ارزشهای کمونیستی و همگرایی نسبت به ارزشهای لیبرالیستی در جامعه صورت میگیرد، چرا که سران این کشور پیش از این گفته بودند که بهترین ارزش و مناسبات ارزشی در شوروی کمونیستی است. وقتی درها باز میشود و اجتماع، به دلیل عدم شناخت دقیق از واقعیتهای موجود در اروپای غربی و آمریکا، صرفاً رفاه و پیشرفتهای اقتصادی را میبیند و جامعه مقهور آن ارزشهای رقیب میشود و نسبت به ارزشهای خودش دچار واگرایی و نسبت به ارزشهای رقیب دچار همگرایی میشود.
گورباچف می گوید: ما و آمریکاییها در یک چیز مشترک بودیم، هر دوی ما از کمونیسم متنفر بودیم!
از این رخداد یک عطش و تشنگی برای غربی شدن در جامعهی روسیه و شوروی سابق حاصل میشود، یک امپراتوری، بدون حتی شلیک یک گلوله، دچار فروپاشی میشود و صحنه را برای سالهای بعد برای رقیب خالی می گذارد.
اما استفاده از تیتر «پیروزی بدون جنگ» برای توافق هسته ای میان ایران و غرب چه محلی از اعراب دارد؟ پیام فضلی نژاد پژوهشگر علوم انسانی و روزنامه نگار در این باره می نویسد: روزنامه شرق یک کد تاریخی و پیام رمز شنیده نشده را برای تجدیدنظرطلبان و رفرمیست ها ارسال می کند که در چه فازی قرار داریم و کجا ایستاده ایم تا تئوری و عمل خود را با هم انطباق دهند.
این که اولا ایده آمریکاییها برای تغییراتی در ساختار ذهنی جامعه ایرانی نسبت به مفهوم استکبار در دستور کار اوباما قرار گرفته است، مورد تردید نیست. قطعا این ایده از اصلی ترین برنامه های ایالات متحده حتی در مذاکرات اخیر بوده است. اوباما دوبار به این مهم اشاره می کند و در دو گفتگو یکی بعد از بیانیه لوزان و دیگری بعد از بیانیه وین اعلام می کند که مسیری را که نیکسون و ریگان در دروان جنگ سرد علیه شوروی پیش گرفتند را درباره ایران دنبال خواهد کرد.
اوباما دیروز هم در نطق خود گفت که مذاکرات ما با شوروی در نهایت به سود آمریکا تمام شد و با ایران نیز همان نتیجه را خواهد داشت؛ این مذاکرات به امن تر شدن آمریکا و اسرائیل می انجامد. روشی که نیکسون و ریگان در دوران جنگ سرد علیه شوروی داشتند، حمایت از سلسله اقدامات غیرنظامی ای بود که به "فروپاشی از درون" یک ابرقدرت بیانجامد و در تاریخ شوروی همین راه طی شد.
اوباما در گفتگویی متفاوت و مهم با توماس فریدمن ستون نویس نیویورک تایمز به صراحت می گوید: یکی از سیاست کلان و اصلی آمریکا در این مذاکرات، "تغییر ذهنیت" ایرانیها نسبت به آمریکا و به عبارت روشنتر و به تعبیر نگارنده "استکبار زدایی ذهنی" از ایرانیان نسبت به چهره این رژیم است. اوباما اشاره میکند که به تیم مذاکرهکننده آمریکایی در این باره تاکید ویژهای کرده است.
عبدالله عبداللهی فعال رسانه ای و تحلیلگر درباره این مصاحبه مهم اوباما در یادداشتی نوشته است: «آمریکا به درستی پی به این مسئله برده است که فشارهای بیرونی برای تضعیف و فروپاشی قدرت درونی جمهوری اسلامی ایران بویژه در حوزه اقتصاد، و تلاش حداکثری برای شکلدهی به یک ایران هراسی و کاهش نفوذ معنوی ایران در منطقه و جهان، بدون یک پیششرط بسیار حیاتی هیچگاه به تغییر ساختار حکومت در ایران منجر نخواهد شد و آن پیششرط "تغییر اذهان در ایران" است.»
هر جامعهای با نظامی از ارزشها روبهروست که در آن، ارزشها در عرض همدیگر نیستند و بعضی ارزشها در سلسلهمراتب ارزشی جامعه در جایگاهی بالاتر قرار دارند و بعضی ارزشها نسبت به آنها ارزشهای ضعیفتری به حساب میآیند. بنابراین ساختارهای اجتماعی ترجمهی آن ارزشهای بنیادی هستند.
ماهیت انقلاب اسلامی با نفی استکبار درآمیخته است. به عبارت دیگر «استکبار ستیزی» ارزشی بنیادین است که نقش محوری تری دارد و ارزش های دیگری در ذیل آن تعریف می شوند. استفاده از راهبرد ایالات متحده در جنگ سرد که بدون حتی یک گلوله به فروپاشی شوروی انجامید، حالا نیز برای ایالات متحده و درباره ایران پیگیری می شود.
هم مقامات آمریکایی بارها و بارها از تغییر نظام بنیادین در ایران سخن گفته اند و در برهه های مختلف به براندازان برای ایجاد این تغییر کمک هم کرده اند و هم مقامات عالیرتبه ایرانی بارها تاکیده کرده اند که «اگر آمریکایی ها می توانستند یک لحظه نیز حمله نظامی را عقب نمی انداختند»!
با این همه و شکست سیاست های بیرونی ایالات متحده این رژیم را وادار به اعمال مذاکرات و برخورد از نزدیک با ایران کرده است.
در این میان شاید این سوال برجسته تر از سوالهای دیگر باشد که آیا این تغییر نظام ارزشی در ایران صورت خواهد گرفت؟ و یا برنامه آمریکا برای فروپاشی جمهوری اسلامی که یک برنامه قطعی بابودجه مشخص است، با مواجهه ای بر طبق استراتژی های «جنگ نرم» پیش خواهد رفت؟
در پاسخ به این سوال دونکته را نباید از نظر دور داشت؛ اول آنکه برنامه ایالات متحده برای تغییر بنیادین نظام در ایران یک برنامه رسمی، جدی و باسابقه است و نکته دوم آنکه جناح غربگرا در ایران نیز بخشی از ایده های تجدید نظر طلبانه خود را در این برنامه می بیند و قطعا از آن استقبال می کند. بزک آمریکا در روزهای منتهی به توافق، آرزوی پرواز مستقیم تهران-نیویورک و رویای عکس سلفی انداختن اوباما با میدان آزادی که در صفحه یک نشریات این جریان دیده می شود، بخشی از عملی کردن ایده های رفرمیست ها به حساب می آید. ایده همگرایی با غرب همان چیزی است که این جریان می خواهد. کمرنگ کردن ارزشها، نوستالژیک نشان دادن آنها، خارج کردن دین از دایره ادامه جامعه و در یک کلام لیبرالیزه کردن جمهوری اسلامی از نتایج این همگرایی است.
با توجه به واقعی بودن دو نکته اخیر، نباید از نظر دور داشت که ماهیت انقلاب اسلامی به گونه ای است که اساسا امکان و اقتضای پیش رفتن استراتژی ایالات متحده وجود ندارد. از طرفی جریان غربگرا به لحاظ اجتماعی و به تجربه تاریخ انقلاب هیچ گاه همراه یک بدنه مردمی جدی نشده است و همواره شکست خورده است. با همه گارانتی هایی که ماهیت تفکر انقلابی به حفظ نظام ارزشی در جمهوری اسلامی می دهد، اما این دلیل برای جدی نگرفتن برنامه های آمریکا و ایده تجدید نظر طلبان داخلی نیست.
طبیعی است که حتی همین بیانیه مشترک به ایده ایالات متحده کمک خواهد کرد. بعید نیست برخی از انحلال نظام ارزشی در نظام استکباری سخن بگویند، اما واقعیت آن است که جریان انقلاب اسلامی و افرادی که خود را دغدغه مند نسبت به آن معرفی می کنند می توانند با تقویت قدرت ملی به انحاء مختلف و با استفاده از منابع و ثروت انبوه کشور، توسعه اقتصادی را از مسیر همگرایی با غرب خارج کنند. طبعا تمایل و تغییر نظام ارزشی و برخی تغییرات فرهنگی که به بهانه های اقتصادی شکل گرفته باشند از جدیت و قوام کافی برخوردار نیستند.
با این همه باید خطر «فروپاشی بدون حتی یک گلوله» را همیشه در نظر داشت. چرا که هم ایالات متحده در دشمنی با سابقه است و هم جریان تجدید نظر طلب همیشه در نقش یک پیاده نظام، خوب ایفای نقش کرده است...
منبع: خبرنامه دانشجویان ایران
انتهای پیام/
خبرگزاری تسنیم: انتشار مطالب دیگر رسانهها در صفحه سایر رسانههای خبرگزاری تسنیم، به معنای تأیید یا رد تمامی ابعاد این اخبار و نوشتهها نبوده و صرفاً جهت اطلاع مخاطب مروری بر مطالب دیگر رسانهها صورت میگیرد.