رئیس مرکز تجارت جهانی ایران: کاهش تورم در برخی موارد با کمفروشی به دست آمده است
محمدرضا سبزعلیپور گفت: دلیل عدم همخوانی آمارهای دولتی با وضعیت معیشتی مردم این است که حتی اگر قیمت کالایی افزایش نداشته یا روند افزایشی آن با شیب کند باشد، در این میان کمفروشی رخ داده است.
به گزارش گروه رسانههای خبرگزاری تسنیم، نزدیک به پنج سال از روی کار آمدن دولت حسن روحانی گذشته است. خود دولتیها میگویند وضعیت اقتصادی خوب است و استنادشان به آمارهای اقتصادی است. اما مخالفان دولت این آمارها را مبتنی بر واقعیات اقتصادی نمیدانند. محمدرضا سبزعلیپور، رئیس مرکز تجارت جهانی از جمله کارشناسان اقتصادی است که دستیابی به شرایط اقتصادی مطلوب در دولت روحانی را رد کرده و آمارهای اعلامشده از سوی دولت را موضوعی نمایشی میداند. متن کامل گفتوگوی «فرهیختگان» با وی در ادامه آمده است.
آقای سبزعلیپور شما صحبتهای رئیسجمهور در مجمع عمومی بانک مرکزی را ملاحظه کردید؟ ایشان وضعیت اقتصادی را مطلوب توصیف کردند و به منتقدان هشدار دادند. این سخنان را چگونه ارزیابی میکنید؟
در پاسخ به سخنان آقای رئیسجمهور مبنیبر اینکه شرایط اقتصادی مساعدی در کشور وجود دارد، اما عدهای موفقیتهای دولت از قبیل کاهش تورم را نمیبینند. باید گفت کاهش تورم مورد ادعای رئیسجمهور در حالی است که اتفاقا مردم تورم را بر سر سفرههای خودشان کاملا احساس میکنند، چراکه تورم چیزی نیست که صرفا به زبان گفته شود و مردم با سخنرانی و حرف به این نتیجه برسند که تورم کاهش یافته است. وقتی فردی به بازار میرود و امروز را با فردا و دیروز را با امروز مقایسه میکند، متوجه افزایش قیمتها و تورم میشود. در این شرایط موضوع کاهش تورم و وضعیت مناسب اقتصادی برای وی قابلپذیرش نخواهد بود.
طی این سالها همیشه دولتمردان روی آمار تاکید داشته و منتقدان را به مشاهده آن دعوت کردهاند. سوالی که مطرح میشود این است که چرا آمارهای اقتصادی با وضعیت معیشتی مردم همخوانی ندارد؟
دلیل عدم همخوانی آمارهای دولتی با وضعیت معیشتی مردم این است که حتی اگر قیمت کالایی افزایش نداشته یا روند افزایشی آن با شیب کند باشد، در این میان کمفروشی رخ داده است. موضوع کمفروشی به نوعی تورم است و قدرت خرید مردم را کاهش میدهد؛ یعنی گاهی اوقات جلوی تورم به بهای کمفروشی گرفته شده است، بهطوری که دولت به کارخانهها اجازه داده هر کاری که میخواهند انجام دهند؛ فقط سعی کنند قیمتهای موجود روی کالاها افزایش چندانی نداشته باشد؛ یعنی دولت دست این کارخانهها را باز گذاشته تا هر کمفروشیای که میتوانند انجام دهند، اما تا آنجا که ممکن است قیمت کالاهایشان را تغییر ندهند. برای مثال شما میبینید قیمت برخی کالاها فارغ از حجم و کیفیت آنها نسبت به سال گذشته افزایش چندانی نداشته است، خب تولیدکننده مجبور است این ضرر ناشی از عدم افزایش قیمت را بهگونهای جبران کند.
در اینباره مثال خاصی مد نظر دارید؟
بهعنوان مثال، وقتی از سر هر بطری نوشابه یک استکان کم میکنید در هر 100 هزار بطری چیزی حدود چند هزار بطری میشود؛ یعنی کمفروشی باعث شده تورم تا حدودی مهار شود. به جای اینکه کارها صادقانه انجام شود، با حقهبازی و عوامفریبی پیش برده میشوند.
در این میان نقش نهادهای نظارتی چه میشود؟ این باعث نمیشود نظارت آنها کاهش پیدا کند؟
قطعا همینطور است. متاسفانه دولت با تعدادی از تولیدکنندگان معامله کرده و به نوعی به آنها گفته است که من چشمم را میبندم تا دست شماها باز باشد؛ اگر خواستید حجم کالا یا کیفیتش را کاهش دهید، ایرادی ندارد، در ازای آن شما هم قیمت کالاهایتان را چندان بالا نبرید. اگر دولتمردان افراد قدرتمند و دستگاههای نظارتی قوی باشند، باید بر همه چیز نظارت داشته باشند. اینها مسائلی است که خود دولت دست فروشندگان را باز میگذارد تا فقط آن عدد قیمتی تکان نخورد.
ولی باز دولت اصرار دارد شرایط را مطلوب نشان دهد!
دولت تماما در حال تعریف کردن از شرایط اقتصادی کشور است؛ در حالی که «مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید». دولتمردان دائما با ادبیات خیلی آرام تکرار میکنند که «کنترل تورم این نیست که کاهش قیمت داشته باشیم، بلکه رشد قیمتها را کاهش دادهایم». بله، شما رشد قیمتها را کاهش دادید، اما در اصل چیزی هم به مردم ارائه نمیدهید. گردو را به مردم میفروشید، اما گردویی که پوک است و در واقع پوسته آن را به مردم میفروشید.
فکر میکنید تورم در سال 97 چه وضعیتی داشته باشد؟
باید منتظر افزایش تورم در طول سال 97 باشیم. وقتی نرخ ارز افزایش پیدا میکند، تورم 30 تا 50 درصدی در ماههای آینده را به دنبال میآورد. کالاهای بسیاری با دلار 4800 تومانی ثبت سفارش شده است. واردکننده که منتظر کاهش نرخ ارز نمیماند و کالای مدنظر خودش را وارد میکند. البته این کالاها امروز وارد کشور نمیشوند، حداقل یک بازه زمانی سه تا پنج ماهه برای ورود این کالاها به کشور نیاز است. از آخر اردیبهشت کالاهایی که آن روز با دلار 4800 تومانی ثبت و به صورت نقدی خریداری شدهاند، کمکم وارد کشور میشوند. همچنین مواد اولیه کالاهایی که با آن قیمت ثبتشده وارد کشور میشوند، از اردیبهشت که کالای جدید تولید شود، تولیدکننده قیمت جدید را محاسبه کرده و کالا را با نرخ جدید عرضه میکند. کالاهای خارجی هم که به صورت مستقیم وارد کشور شده است، آنها هم اجناس را به صورت موردی افزایش خواهند داد. واردکنندگان که قیمت را افزایش بدهند، کالاهای دیگر نیز به تناسب آنها افزایش قیمت پیدا میکنند. خدمات هم کمکم از راننده تاکسی گرفته تا سایر خدمات به این بهانه افزایش قیمت پیدا میکند؛ یعنی به صورت دومینو همه این قیمتها افزایش پیدا میکنند.
باید توجه داشت افزایش قیمت کالاها باعث میشود کالای مجاز برای مردم گران تمامشود و همین موضوع باعث افزایش قاچاق نیز خواهد شد، لذا با افزایش قیمت ارز نهتنها قیمت کالا و خدمات افزایش مییابد، بلکه قاچاق نیز شدت میگیرد. ضمن اینکه ارز دولتی در پایان سال 96 به حدود 4500 تومان رسید. بانک مرکزی به صورت دستوری قیمت ارز در صرافیها را کاهش داد و در محدوده 4470 تومان تثبیت کرد؛ در حالی که به هیچ وجه با چنین رقمی ارز خرید و فروش نمیشود؛ یعنی الان دومین بازار ارز یعنی بازار آزاد در کشور شکل گرفته است.
نوسانات نرخ ارز در حالی است که صنایع با رکود نیز دست و پنجه نرم میکنند. تاثیر رکود بر صنایع را چطور ارزیابی میکنید؟
رکود اقتصادی که طی سالهای اخیر گریبان کشورمان را گرفته، موجب ورشکستگی تعداد زیادی از کارخانهها و واحدهای صنعتی شده است. همین امر متاسفانه افت شدید تولید را در پی داشته و باعث بیکاری جمع کثیری از کارگران و کارکنان صنایع شده است. معضل رکود باعث شده ضررهای هنگفتی روی دست صاحبان واحدهای تولیدی و کارخانهها گذاشته شود. این روند و مریضی اقتصاد ایران موجب شده به دلیل کمبود کالاهای تولید داخلی، بخشی از نیاز جامعه بهشکل قاچاق از کشورهای دیگر تامین شود. برخی از صاحبان واحدهای تولیدی نیز در جهت جبران ضرر و زیان خود به سمت واردات و آنهم واردات غیرقانونی کشیده شدهاند.
میزان واردات و رکود را چقدر تخمین میزنید؟
آمارها نشاندهنده این واقعیت است که واحدهای تولیدی کشور ما حدودا 35 تا40 درصد میزان مصرف جامعه را تولید و تامین میکنند. در نتیجه مابقی نیازها از طریق واردات قانونی و قاچاق وارد کشور میشوند. همچنین در سالهای اخیر با مشکلاتی نظیر رکود اقتصادی، فقدان تحرک و پویایی در تولید، رشد نرخ تورم، کاهش بازدهی نیروی انسانی، وابستگی بیش از حد به درآمدهای نفتی، گسترش ناکارآمدی بخش خدمات، رکود سرمایهگذاری، بیکاری، نظام توزیع غلط و ناکارآمد، عدم ثبات قوانین و مقررات، نقدینگی وسیع، عدم استفاده مناسب از ظرفیتهای تولیدی، اتلاف منابع سرمایهای و انسانی و... روبهرو بودهایم که هر کدام به نوبه خود موانعی برای تولید کالای موردنیاز جامعه به وجود آوردهاند. ضمنا مطالعات دیگری نشان میدهد جایگاه ایران در عرصه تجارت جهانی بسیار پایین و اصلا در شأن و جایگاه جمهوری اسلامی ایران نبوده و همچنین دور از امکانات بالقوه کشور است.
بنابراین میتوان نتیجه گرفت واردات بیرویه و حجم و تنوع وسیع قاچاق کالا به کشورمان برآیند مشکلات فوقالذکر، نابسامانیها، سیاستها و عملکردهای اقتصادی غلط در کشور است و تا زمانیکه اقتصاد کشور سر و سامان نیابد و اقتصاد مقاومتی در ایران تحقق پیدا نکند، مبارزه با قاچاق کاری بس دشوار بوده و به این سادگیها، پدیده شوم قاچاق ریشهکن نخواهد شد.
در این سالها دولت و اقتصاددانان تاکید زیادی روی تکنرخی کردن ارز داشتهاند. البته بیشتر اقتصاددانان منظورشان گران کردن ارز است تا تکنرخی کردن آن. شما چه راهکارهایی را برای کاهش و تک نرخی کردن ارز مفید میدانید؟
کنترل و کاهش قیمت ارز و همچنین تکنرخی شدن آن اهمیت زیادی در برنامهریزیهای اقتصادی دارد و فعالان اقتصادی نیز در برنامهریزیهای صادراتی و وارداتی باید بتوانند بهطور منطقی یک آینده حداقلی را در برنامه پیشبینی کنند، از همین رو حرکت به سمت تثبیت قیمت ارز و تکنرخی شدن آن از خواستههای مهم مردم و فعالان اقتصادی بخش خصوصی است، اما کنترل و کاهش اساسی و پایدار نرخ ارز و اجرای دقیق و اصولی تکنرخی کردن قیمت ارز نیازمند راهکارهای اساسی است تا نتایج مثبتی دربر داشته باشد که عمدهترین آنها را میتوان به این صورت بیان داشت: 1- ثبات و امنیت سیاسی و اقتصادی، 2- مملو بودن ذخایر بانک مرکزی از دلار و ارزهای قدرتمند خارجی، 3- سرازیر شدن بلاانقطاع دلارهای خارجی و وجود ضمانتی بابت اینکه کشور باید از پشتوانه و درآمد ارزی بسیار بالایی برخوردار باشد، 4- سایه تمام تحریمها بهخصوص تحریمهای پولی و بانکی از سر ایران برای همیشه کوتاه و رفع شوند نه اینکه تعلیق شوند، 5- کشور باید کاملا صادراتی باشد، 6- کشور نباید خامفروش و تکمحصولی باشد، 7- تراز تجاری باید همیشه به شکل قابلتوجهی مثبت باشد، 8- قاچاق کالا باید کاملا متوقف شود یا به حداقل برسد، 9- اقتصاد باید عاری از رکود و تورم باشد و چرخ تولید بهخوبی بچرخد، 10- اجرای دقیق و کامل و بیکم و کاست برجام، 11- وجود اسکناسی با پشتوانه و کنترل نقدینگی ریالی در جامعه، 12- و از همه مهمتر اجرای اقتصاد مقاومتی.
منبع: فرهیختگان
انتهای پیام/