یادداشت روزنامه نگار ترک| آچمز بزرگ اردوغان در خاورمیانه
آچمزها و بنبستهای سیاست منطقهای اردوغان، نه در شرق مدیترانه و در برابر فرانسه و یونان است و نه در سوریه و لیبی. آچمز واقعی او در نقطه دیگری است که نباید از اهمیت آن غافل ماند.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، این روزها شاهد این هستیم که دولت ترکیه در چندین جبهه در حال تقابل با کشورها و نیروهای مختلف است.
چنین به نظر میرسد که در شرایط کنونی مهمترین دغدغه ترکیه، رویارویی و رقابت با یونان، فرانسه و مصر در شرق مدیترانه و همچنین حفظ نفوذ در کشور آفریقایی – عربی لیبی باشد.
حالا یک بار دیگر به خاطر مساله لیبی، ترکیه با فرانسه و یونان به شکل جدی مشکل پیدا کرده و رابطه آنکارا با واشنگتن و اتحادیه اروپا نیز، تعریف چندانی ندارد.
اما تحلیلگران ترکیه بر این باورند که مشکلات و چالشهای رجب طیبب اردوغان و حزب عدالت و توسعه در منطقه خاورمیانه، به مراتب، مهمتر و ژرفتر از مشکل با کشورهای غربی است.
یکی از این تحلیلگران، مراد یتکین روزنامهنگار معتبر و مشهور ترکیه است که در یادداشت اخیر خود به بررسی این موضوع و سیاستهای اردوغان در منطقه پرداخته است.
آچمز بزرگ در سیاست خاورمیانهای اردوغان
این فقط شرق مدیترانه نیست که برای ترکیه اهمیت دارد. طولانیترین ساحل دریای مدیترانه و همچنین دسترسی به دریای سیاه و مرزهای نزدیک به روسیه و جغرافیای شمال چیزی است که ترکیه را در نقطه حساس قرار داده و دروازهای را در اختیارش گذاشته که این کشور را به یک بازیگر مهم در مدیترانه تبدیل کرده است.
بازیگر همارز و معادل ترکیه در این منطقه یونان نیست بلکه کشوری به نام مصر است که از حیث نفوذ در دریای سرخ و اقیانوس هند در موقعیت مهمی قرار دارد و بازیگری است که باید آن را جدی گرفت.
به خاطر هماهنگی های ترکیه و قطر، مصر نتوانست در لیبی در مقابل ایتالیا اقدامی انجام دهد. فرانسه نیز با وجود تمام اقداماتی که در منطقه و در لبنان انجام داده بود، به نتیجه ای نرسید و حالا به دنبال آن هستند که با سیاست حمایت از یونان، کاری کنند که ترکیه در گوشهای از شرق مدیترانه محصور شود.
امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه رهبری است که از یک سو با جت اسکی و در حال تفریح ژست می گیرد و از دیگر سو با فرستادن ناوهای هواپیمابر به یونان، به دنبال اهداف خودش است. اما واقعیت این است که برنامهها و اقدامات ماکرون، نه بازدارنده است و نه اعتمادبخش.
در شرایطی که منابع نفت و گاز شرق مدیترانه در نوک بینی ترکیه است، همین که ترکیه می خواهد به سوی این منابع حرکت کند، فرانسه صدایش در میآید. این در حالی است که فرانسه از 2600 کیلومتر آن سوتر آمده و مطلقاً در موقعیتی نیست که در این حوزه، حق و حقوقی داشته باشد.
جالب است که در آن سوی این بازی، روزنامه آلمانی زین، میخواهد کاری کند که گردشگران آلمانی به ترکیه نیایند. آنها مسائل شرق مدیترانه را بهانه کرده و خطاب به توریستها میگویند: به آنتالیا نروید. ممکن است در آنجا جنگ و درگیری دریایی روی دهد.
یعنی همه چیز نشان میدهد که میخواهند از جمیع جهات، به ترکیه فشار بیاورند. اما در هر حال تصویری که میبینیم، بیش از هر چیز به ما میگوید که سیاست اردوغان، گشایش در منطقه شرق مدیترانه نیست.
تا زمانی که سازشی صورت نگیرد، هر گونه اقدامی میتواند دردسرساز باشد و اگر یک قدم به عقب بردارد، بخش قابل توجهی از حقوق ترکیه از دست میرود. ترکیه با قدرت ایستاده و در شرق مدیترانه، با آچمز و بنبست، روبرو نشده است.
سوریه یا لیبی؟
شیوه دخالت رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه در جنگ داخلی سوریه غلط بود. البته این را هم باید پذیرفت، ترکیه با سوریه 913 کیلومتر مرز مشترک دارد و نمیتوانست نسبت به تحولات داخلی سوریه بیاعتنا باشد.
اگر بخواهیم به دلایل مهم ضرورت توجه ترکیه به تحولات داخلی سوریه اشاره کنیم، باید این موارد مهم را در نظر بگیریم:
1. ورود میلیونها آواره و پیامد اقتصادی و اجتماعی.
2.خطرات توسعه تفکر تروریستی در سوریه و تاثیر آن بر امنیت داخلی و امنیت مرزهای ترکیه.
3.ابعاد اقتصادی و تجاری مرز سوریه و ترکیه.
با توجه به این موارد باید گفت ترکیه در هر حال باید به مسئله سوریه توجه میکرد. اما چیزی که غلط بود، این بود که دولت ترکیه در این میدان به شکلی عمل کرد که همه برای توصیف سیاست خارجی آنکارا چنین وصفی به کار بردند: ترکیه به دنبال سقوط رژیم سیاسی کشور همسایهاش است. این چیزی بود که میتوان از آن انتقاد کرد و آن را یک تصمیم غلط و نادرست دانست.
نتایج تصمیمات غلط دولت اردوغان در پرونده سوریه آن چیزی بود که حالا به چشم خود میبینیم و همه ما میدانیم که چه شرایطی به وجود آمده است. اما گذشته از این، با وجود همه مشکلات و موانع، اردوغان برای حل مشکل در سوریه امکان گام برداشتن دارد و در موقعیت بن بست قرار نگرفته است.
رویکرد سیاسی دولت اردوغان در لیبی به شیوه دیگری بود. در سوریه به دنبال سقوط دولت بود اما در لیبی از دولت وفاق ملی حمایت کرد. یعنی همان دولتی که سازمان ملل هم آن را به رسمیت شناخته است.
با ورود ترکیه به میدان لیبی، همه چیز عوض شد و یونان هم نتوانست به نتایج دلخواه خود برسد. دولت فائز السراج که خیلیها انتظار داشتند ظرف مدت کوتاهی نابود شود با حمایتهای ترکیه در موقعیتی قرار گفته که نیروهای ژنرال حفتر را به مذاکره فرا میخواند.
نگرش آمریکا به پرونده لیبی با رویکردی که ترکیه اتخاذ کرده تفاوت جدی دارد. آن چیزی که آمریکا میخواهد این است که جریان انتقال نفت از بندر سیرت ادامه داشته باشد.
یعنی همان بندری که حالا در دست نیروهای حفتر است. اما ترکیه نظر دیگری دارد و میخواهد بازی عوض شود.
اگر ترکیه در این حوزه به اهداف مورد نظرش برسد، میتواند در میدان لیبی نتایج بسیاری به دست آورد. از انرژی ارزان گرفته تا کار و فعالیت پیمانکاران بزرگ و بحث زیرساختهای اقتصادی و صنعتی.
به عبارتی روشن، در لیبی نیز سیاست اردوغان در موقعیت بن بست نیست بلکه توصیف دقیق روند سیاسی ترکیه در لیبی این است: مشکلات ادامه دارند، اما امید به حل آنها نیز وجود دارد.
پس در یک جمع بندی کلی باید گفت: آچمزها و بنبستهای سیاست منطقهای اردوغان، نه در شرق مدیترانه و در برابر فرانسه و یونان است و نه در سوریه و لیبی. آچمز واقعی او در نقطه دیگری است که نباید از اهمیت آن غافل ماند.مشکل کجاست؟ آچمزهای ژرف اردوغان را باید در کدام حوزه جستجو کرد؟
مشکل واقعی، نزد اعراب است
پامپئو وزیر امور خارجه آمریکا در سیزدهم آگوست از این خبر داد که با تلاشهای تیم دیپلماسی واشنگتن، اسرائیل و امارات متحده عربی تصمیم گرفتهاند روابط خود را به سمت عادیسازی ببرند و سند توافق امضا کردهاند.
در همان روز بود که دولت یونان از اسرائیل تشکر کرد و این خبر در رسانهها درز پیدا کرد که اسرائیل چند پهپاد در اختیار یونان گذاشته است. واکنش وزارت امور خارجه ترکیه نیز این بود که امارات متحده عربی را به خیانت به فلسطینیان و فروختن مسئله فلسطین، متهم کرد.
محمد بن زاید ولیعهد امارات متحده عربی و محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی دو چهره سیاسی بینالمللی هستند که در همه پروندههای منطقه و جهان تلاش میکنند ضد ترکیه عمل کنند و منافع ترکیه را به خطر بیاندازند.
جالب است که در ادبیات سیاسی بین الملل از محمد بن زاید با اسم اختصاری (MBZ) و همچنین از محمد بن سلمان با اسم اختصاری (MBS) یاد میشود.
این دو ولیعهد، باکی از این ندارند که یک حزب دینی و اسلامی به نام حزب عدالت و توسعه و یک رئیس جمهور دینی به نام رجب طیب اردوغان، بر سر کار هستند.
این دو چهره منطقه، عبدالفتاح سیسی، بحرین و کویت را نیز با خود همراه کردهاند و همچنان که دیدیم در ماجرای کودتای مصر نیز، همه به دنبال آن بودند، دولتی که توسط محمد مرسی تاسیس شده و از سوی ترکیه مورد حمایت قرار گرفته بود، شکست بخورد.
آلرژی قوم نجیب به ترکیه
در شرایطی که اردوغان تلاش میکند که در داخل ترکیه، حسرت عثمانی را بر زبان بیاورد، چهرههای عربی مورد بحث ما با تاثیرگذاری بر ذهنیت سران کشورهای عربی، یک موج ضدترکیهای به راه انداخته و کاری میکنند که همه آنها نسبت به ترکیه، آلرژی پیدا کنند.
پس، آچمز و بنبست اردوغان را باید در همین نقطه جستجو کرد. در شرایطی که اردوغان به دنبال آن است تا خود را به عنوان پیشاهنگ جهان اسلام معرفی کند، اعراب که خود را قوم نجیب مینامند و خاطرات خوبی از اقتدار 400 ساله عثمانی ندارند، در برابر اردوغان گارد میگیرند.
در ماجرای بازگشایی مسجد ایاصوفیه هم دیدیدم که رهبران کشورهای سُنی، نه تنها به این موضوع اعتنا نکرده و حاضر نشدند به اردوغان تبریک بگویند، بلکه برخی از آنان در همنوایی با غربیها، موضع گرفتند.
اهمیت وقایع تاریخی را فراموش نکنیم. اندکی به عقب بازگردیم. وقایع صد سال پیش را به یاد بیاوریم و فراموش نکنیم که بسیاری از قبایل عرب سُنی در این منطقه، برای مقابله با ترکیه، از انگلیس و فرانسه مدد گرفتند و به کمک آنها و همچنین با تکیه بر درآمدهای نفتی خود، ساختارهای سیاسی و دولتهای خود را به وجود آوردند.
امروز نیز چنین است. آنها برای مقابله با ترکیه از کشورهای غربی کمک میگیرند. جالب است همان کشورهایی که روزگاری ترکیه را محکوم میکردند که چرا با اسرائیل ارتباط برقرار کرده و این کشور را به رسمیت شناخته، حالا خودشان با اسرائیل همنوا و همراه شده و میخواهند علیه ترکیه موضع بگیرند.
اگر تا دیروز ضدیت با اسرائیل نقطه مشترک کشورهای عربی بود، حالا شرایط تغییر کرده و آن چه به نقطه مشترک کشورهای عربی تبدیل شده، تقابل آنها با ترکیه است.
آن چه شگفتانگیز است، این است که اردوغان نمی خواهد این تصویر را ببیند. چرا که او را در موقعیتی قرار میدهد که بین ایدئولوژی و سیاست گرفتار شود و این همان نقطه است که باید آن را به عنوان مهمترین کانون بنبست و چالش سیاست منطقهای اردوغان توصیف کرد.
انتهای پیام/